تبليغاتX
دیوونه های 20
سلام
خوبید؟خوش میگذره؟ نماز و روزه هاتون قبول.
بچه ها دیشب سحر یاد اون روزایی که دور هم افطار و سحری میخوردیم افتادم. یادتونه یک ساعت مونده به اذان صبح خداداد میکروفن رو میذاشت جلوی ضبطش و رادیو رو روشن میکرد و صداش رو تا آخر زیاد میکرد اونوقت پشت کوهی هم با جشمای بسته بلند میشه و هی به خداداد ... میگفت.اونوقت ما هم بیدار میشدیم و ظرفامون رو دستمون میگرفتیم و بازم با چشای بسته جلوی سلف صف میکشیدیم تا بهمون یه غذای بیمزه بدن. یا افطار که هممون دور یه سفره توی اتاقمون جمع میشدیم و با چیزایی که بچه ها از خونشون آورده بودن افطار میکردیم.

راستی یادتونه یه شب مهدکودکمون دست و دلباز شده بود و یه افطاری توپ که هممون از دیدنش شاخامون در اومده بود داد.منم یه کم ازتون فیلمبردری کردم با گوشیم و هنوز دارمش و هر وقت دلم براتون تنگ میشم میبینمش و حسرت میخورم که چرا قدر اون روزای خوب رو ندونستیم و آرزو میکنم برای یه بار هم که شده همون جوری دور هم جمع بشیم.به امید اون روز

خیلی دوستتتتتتتتتتتتتون دارم و  دلم براتون تنگ شده.




لينك ثابت نوشته شده در چهارشنبه چهارم شهریور 1388ساعت 19 توسط ..:: خوش خواب ::..

سلامممممم

چطوريد؟؟؟؟

ميبينم كه بالاخره اين وب ما هم آپ شد!! نميدونيد چقدر ذوق كردم وقتي ديدم اين طلسم شكسته و بعد از گذشت تقريبا دو ماه يكي اومد و يه مطلبي گذاشت . اين جوجو ما هم مطلب نميذاره وقتي هم ميذاره چه به موقع ميذاره.خلاصه كه كلي كيفور شدم.

دلم براي همتون تنگ كه چه عرض كنم.اندازه يه سر سوزن شايد هم تنگ تر شده و خيلي دلم ميخواد كه ببينمتون. شايد باورتون نشه ولي اينقدر درگير شديم كه حتي من و مليجك و نن جون كه تقريبا توي يه شهر هستيم نميتونيم همديگه رو ببنيم. ولي لااقل بيايم اينجا مطلب بذاريم كه از حال هم باخبر بشيم.

بازم مثل هميشه ميگم كه خيلي دوستتتتتتتون داررررررررررررم.




لينك ثابت نوشته شده در سه شنبه یکم بهمن 1387ساعت 0 توسط ..:: خوش خواب ::..

سلام


من امسال تازه فهميدم كه ما توي ماه رمضون چقدر با هم خاطره هاي قشنگ و دوست داشتني داشتيم.همون ماه رمضون هايي كه وقتي با هم بوديم قدرش رو ندونستيم و فكر ميكرديم داريم بدترين ماه رمضون هاي عمرمون رو تجربه ميكنيم.من نميخوام كه حرفاي بقيه بچه ها رو تكرار كنم ولي اومدم بگم كه چه سحرها و افطاراي خوبي باهم داشتيم.چند روز پيشا داشتم توي كامپيوترم ميگشتم كه يه دفعه فيلم افطاري مون رو ديدم.يادتون هست كه مهدكودكمون دست و دلبازي كرده بود و خداييش چه افطاري بهمون داد؟

سه شنبه جواب مرحله دوم كنكور هم ميادومعلوم ميشه كه كي كجا قبول شده و تاريخ ثبت نام و اين حرفا هم معلوم ميشه .پس بعد از اون هركي هر روزي كه وقت داره و ميتونه بياد نظر بده و بگه اون روز چه روزيه تا با هم به يه تاريخ مشترك براي دور هم جمع شدن برسيم و رو سر شنل قرمزي و وروجك خراب شيم.

راستي مثل اينكه سه شنبه هفته قبل هم مادربزرگ نن جون فوت كرده،البته منم ديروز فهميدم.از همين جا بهش و به خانواده اش تسليت ميگم و اميدوارم توي اين ماه رمضوني يه جاي خوب پيش خدا داشته باشه.

بازم ميگم دوستتون دارم  و نماز روزه هاتون قبول و من روهم موقع افطار فراموش نكنيد.




لينك ثابت نوشته شده در یکشنبه بیست و چهارم شهریور 1387ساعت 17 توسط ..:: خوش خواب ::..

سلام به همه دیوونه های عزیز و نازنین

امروز اومدم تا بگم که بالاخره جواب کنکور ما هم اومد و معلوم شد که ما هر کار کنیم ما رو دانشگاه راه نمیدن.آره من بازم قبول نشدم و تصمیم گرفتم که قید دانشگاه رو بزنم و خلاصه اینکه بیخیال درس و دانشگاه. 

ولی یه خبر خوبی که دارم اینه که دکی جون قبول شده با این رتبه ای که آورده انشاالله همون شهری که دوسال باهم بودیم مدرک کارشناسیش رو میگیره.ولی من و کلبیجان باید همچنان در حسرت بمونیم.

دوستتون دارم وخیلی دلم براتون تنگ شده.

به امید اینکه هرچه زودتر دورهم جمع بشیم و ببینمتون.




لينك ثابت نوشته شده در شنبه بیست و ششم مرداد 1387ساعت 17 توسط ..:: خوش خواب ::..

سلام چطورید؟

بچه ها جونم بازم دلم هوای دور هم بودن هامون کرد.راستش داشتم آلبالو می خوردم که به یاد اون آلبالو چینی های یواشکی مون افتادم.یادش بخیر تا یه کم هوا تاریک میشد میرفتیم آلبالو چینی.آخیش یاد، گاری آوردن های شنل قرمزی و کشیک دادن های خرخون و از درخت بالا رفتن های خودم و وروجک افتادم.اولاش که میخواستیم بریم آلبالو چینی فقط من و ملیجک و نن جون و کلبیجان میرفتیم هیچ کس ما رو همراهی نمیکرد ولی بعدش همگی میرفتیم.راستی یادش بخیر وروجک چه ترشی آلبالو هایی برامون از خونه میاورد،مثلا میاورد که با غذا بخوریم ولی هنوز یه ساعت از اومدنش نگذشته بود تموم میشد(دست خودش و مامانش درد نکنه).خداییش اون آلبالوهایی که خودمون میچیدیم خیلی خوشمزه بود درسته که بعضی وقتا بیشترشون کال بودن (چون اون جا چراغی روشن نبود تا رسیده هاش رو بچینیم)ولی باز هم خیلی میچسبید.یادتون میاد از اون ور حیات هم روزایی که دانشگاه (مهدکودک)تعطیل بود میرفتیم و شاه توت میچیدیم؟تا حمدی با چوبش میومد همگی در میرفتیم و اون هم میومد و داد و بیداد میکرد،آخه درخته توی خونه همسایه بغلی بود چند تا شاخه اش اومده بود تو حیاط ما. خداییش چقدر خوش میگذشت و قدرش نمیدونستیم. توی این چند مدت هم هر وقت یه دوچرخه میبینم یاد دکی میفتم که تا یه کم هوا خوب میشد هوس دوچرخه سواری میکرد ولی هیچ وقت نتونست به این آرزوش حداقل تو  اونجا برسه.

راستی بچه ها هفته دیگه من و دکی و کلبیجان کنکور داریم.برامون دعا کنید که یه جای خوب قبول بشیم.

بازهم به من که با اینکه کنکور دارم میام و یه یادی از شما و خاطراتمون میکنم ولی شماها که رفتید و این وب رو فراموش کردید.هر جا هستید خوب وخوش باشید.

بازهم مثل همیشه دوستون دارم.




لينك ثابت نوشته شده در جمعه چهاردهم تیر 1387ساعت 10 توسط ..:: خوش خواب ::..

مادر، ای لطیف ترین گل بوستان هستی،

ای باغبان هستی من، گاهِ روییدنم باران مهربانی بودی که به آرامی سیرابم کند.

گاهِ پروریدنم آغوشی گرم که بالنده ام سازد.

گاهِ بیماری ام، طبیبی بودی که دردم را می شناسد و درمانم می کند.

گاهِ اندرزم، حکیمی آگاه که به نرمی زنهارم دهد.

گاهِ تعلیمم، معلمی خستگی ناپذیر و سخت کوش  که حرف به حرف دانایی را در گوشم زمزمه می کند.

گاهِ تردیدم، رهنمایی راه آشنا که راه از بیراهه نشانم دهد.

مادر تو شگفتی خلقتی، تو لبریز از عظمتی؛ تو را سپاس می گویم و می ستایمت.

میلاد دخت پیامبر و روز مادر بر همه مادران مبارک.

 




لينك ثابت نوشته شده در سه شنبه چهارم تیر 1387ساعت 10 توسط ..:: خوش خواب ::..

سلام به همه بر م بچز دیوونه

حالتون چطوره؟خوش میگذره؟مارو نمیبینید خوشید؟

امروز اومدم تا قهرمانی تیم استقلال رو تبریک بگم.البته به ملیجک و خر خون و مدیرمون پشت کوهی(که امیدوارم با این اتفاق خوب حالش بهتره بشه و زودتر بیاد وب چون من یکی که دلم براش تنگه)

راستی بعد از قهرمانی هم مثل اینکه پدر مجتبی جباری (بهترین و تاثیر گذارترین بازیکن توی قهرمانی)فوت شدومن از اینجا به همه استقلالی های جباری دوست تسلیت میگم.

دیوونه ها مثل همیشه دوستتتتتتتتتتتون دارم و مواظب خودتون باشید.




لينك ثابت نوشته شده در سه شنبه بیست و هشتم خرداد 1387ساعت 11 توسط ..:: خوش خواب ::..

سلام چطورید؟

امروز اومدم تا تولد وروجک جونو تبریک بگم.آخه امروز من و اون به دنیا اومدیم البته با یه تفاوت سالی مختصر.آخی یاد اون روزایی که دور هم بودیم و جشن تولد میگرفتیم و کادوبازی میکردیم افتادم. به قول معروف جوونی کجایی که یادت بخیر.البته وروجک که پیش ما نمیموند تا با هم جشن بگیریم.با اینکه از اون روزا فقط یک سال بیشتر نمیگذره.اون قدر از هم دور شدیم که اصلا انگار نه انگار که یه همچین روزایی بوده.بازم من حرف از بی وفایی زدم.آخه یکی بگه بچه ای که تازه یکی دوساعت به دنیا اومده رو چه به این حرفا!

ولی با همه این وجود اومدم که بگم وروجک جونم دوست دارم وبه همین وسیله میبوسمت و تولدت رو تبریک میگم

دیوونه ها خیلی دوستتون دارم.




لينك ثابت نوشته شده در یکشنبه پانزدهم اردیبهشت 1387ساعت 7 توسط ..:: خوش خواب ::..

بازهم سلام و صد تاسلام.

دوباره اومدم میدونید چرا؟چون توی این روز یه اتفاق بزرگ دیگه هم افتاده.اگه گفتید چی؟؟؟؟

نتونستید حدس بزنید؟بابا خیلی فراموشکاریدا!!!!!!

امروز روزی که دیوونه ها بهم قول دادند تا آخر اینترنت با هم بمونند.آره دیگه امروز تولد وبلاگمونه.

تازه شده یک سالش.آخی.به همه بروبچ دیوونه تبریک میگم و امیدوارم در عرض این یه سال قولشون رو فراموش نکرده باشند ولی این طور که معلومه به همین زودی یه چند نفری فراموش کردند و دیگه نمیان سر بزنند.ولش کن .امروز دو تا تولد و شگون نداره توی این روز قشنگ از نامهربانی ها گفت.خلاصه که این وب ما هم یه ساله شد .

این هم کیک تولد که چندتا از بچه ها زحمت کشیدند و کادو آوردند و ما رو حسابی شرمنده کردند.

باز هم مثل دفعه های قبل میگم که دیوونه دوستتتتتتتتتون دارم و امیدوارم هر جا هستید خوب خوش باشید.این هم برای روبوسی و تبریک بود.




لينك ثابت نوشته شده در پنجشنبه پنجم اردیبهشت 1387ساعت 8 توسط ..:: خوش خواب ::..

سلام به همه دیوونه های گل گلاب و مخصوصا ملیجک جونم.

خوبید؟خوشید؟خوش میگذره؟

همون طور که خرخون گفته امروز تولد ملیجک جونمه.امیدوارم ۱۲۰ سال زنده باشی و ما هم بیایم و توی این وبلاگ بهت تبریک بگیم.

دوستت دارم یه عالمه هر چی بگم بازم کمه.

هرسال وقتي.....(تاريخ تولد)......هزاران شهاب به سمت زمين هجوم مياوردن

از خودم مي پرسيدم

چه اتفاقي افتاده که آسمونيا ميخوان خودشونو به زمين برسونن؟....

و امسال فهميدم اونا به پيشواز حضور مسافري ميان که  زمينو

با گامهاي مهربونش نوازش کرد تا سفرشو از خودش به خدا شروع کنه ....

تولدت مبارک




لينك ثابت نوشته شده در پنجشنبه پنجم اردیبهشت 1387ساعت 8 توسط ..:: خوش خواب ::..

این برای دهمین بار که توی وبلاگ دیوونه ها تولد کسی رو تبریک میگیم.این بار تولد خرخون جون. خرخون جونم تولدت مبارک.خیلی زور اومدم بهت تبریک بگم تا تقریبا اولین نفری باشم که توی روزت تولدت این روز رو بهت تبریک بگه.

این هم عکس دسته جمعیمون.اگه یکیش کمه به خاطر ابنه که داره ازمون عکس میگیره.

دوستت دارم.امیدوارم مثل همیشه توی زندگیت موفق باشی.




لينك ثابت نوشته شده در دوشنبه بیست و ششم فروردین 1387ساعت 0 توسط ..:: خوش خواب ::..

سلام به همه دیوونه ها

امروز اومدم که سه تا مناسبت رو تبریک بگم.

۱.تبریک تولد مدیر جونم یعنی پشت کوهی

۲.تبریک برای قبولی ۳ نفر از دیوونه ها یعنی ملیجک و وروجک و شنل قرمزی

۳.تبریک سال نو

مثل اینکه این پشت کوهی خیلی خوش قدم بوده که این همه اتفاق خوب افتاده.باز هم تولد رو تبریک میگم و امیدوارم که سالهای خیلی خوبی رو پیش روت داشته باشی.

وهمچنین به همه دیوونه ها آغاز سال۸۷ رو تبریک میگم و امیدوارم امسال رو دیوونه تر از سالهای دیگه بگذرونید وخوب وخوش باشید.

این هم برای پشت کوهی جون:

یک شاخه رزسفید تقدیم توباد                   رقصیدن شاخ بید تقدیم توباد

تنها دل ساده ایست دارایی ما                    آن هم شب عید تقدیم توباد.

بازهم میگم که دوسسسسسسستتتتتتون دارمممممم.




لينك ثابت نوشته شده در پنجشنبه یکم فروردین 1387ساعت 9 توسط ..:: خوش خواب ::..

باز هم سلام

مثل اینکه توی این جمع ۹ تا دیوونه هیچ کس به اندازه من بیکار نیست که بیاد و یه سر بزنه و مطلب بذاره.

اومدم که از کنکورمون تعریف کنم.به به! چه کنکوری بود من که فقط با این کنکورم باعث شادی جمعی از محصصین کنکور شدم چون فکر کنم که همه درس ها رو نمره منفی بیارم.فکر نکنید بلد نبودم ها!چرا بلد بودم ولی همینطوری محض تنوع گزینه های غلط رو زدم(باور نکنید)

ولی خداییش اگه نخوایم تاز حق بگذریم سخت بود و من یکی که توش موندم.امیدوارم که بقیه دیوونه ها خوب داده باشند و قبول بشن.خب دیگه زیادی پرحرفی کردم.

دوسسسسسسسسسسستتون دارم.




لينك ثابت نوشته شده در جمعه دهم اسفند 1386ساعت 21 توسط ..:: خوش خواب ::..

سلام

چطورید؟خوش میگذره؟ میبینم که جمعه کنکور داریم و همه رفتند توی کتابا.ان شاالله که هممون قبول بشیم و بتونیم توی دیوونگی مدرک دکترا بگیریم.

میدونید امروز من و ملیجک و نن جون کجا بودیم؟ پیش مدیر دیوونه ها یعنی پشت کوهی. آخه اومده شهر ما و ماهم تصمیم گرفتیم سه نفری خراب شیم روی سرشون.جاتون خالی خوش گذشت گل و گفتیم و گل شنفتیم.خبرای جور و واجور.خیلی از بقیه دیوونه ها یاد کردیم و آرزو کردیم که ایکاش اون ها هم بودن و باهم بودن رو یه بار دیگه تجربه میکردیم ولی حیف ...

راستی روی وبلاگ آهنگی رو خیلی ازش خاطره های خوب داریم رو گذاشتم تا هر وقت صفحه دیوونه های۲۰ رو باز میکنید.حالش رو ببرید و یاد اون خاطره های قشنگمون بیفتیم.

بازهم مثل همیشه میگم که خیلی دوسسسسسسسسسسسستون دارم.




لينك ثابت نوشته شده در دوشنبه ششم اسفند 1386ساعت 17 توسط ..:: خوش خواب ::..

سلام به بروبچ

چطورید؟امروز تولد دکی جونه میدونم که خودش ممکنه این مطلب نخونه ولی من اومدم این جا بهش تبریک بگم بلکه به گوشش برسه و بیاد یه سری بزنه.

ما دلمون خوش بود که توی گروه دیوونه ها یه دکتر داریم که حالمون رو بپرسه و مداوامون کنه که اون هم بی معرفت از آب در اومد ولی اشکال نداره امیدوارم هر جا که هست خوب و خوش و سالم باشه.

دکی جون تولدت مبارک

باز هم مثل همیشه دیوونه ها دوستتون دارم




لينك ثابت نوشته شده در شنبه بیست و هفتم بهمن 1386ساعت 12 توسط ..:: خوش خواب ::..

سلام به همه دیوونه ها

چطورید؟خوش میگذره؟ رفتید توی کتاب ها و بیرون هم نمیاید!

امروز اومدم تا یه پیام تبریک برای پشت کوهی بذارم و یه پیام تسلیت هم برای جوجو.

آخه به قول خود پشت کوهی مامانش نوه دار شده و ما هم به نسبت اون بچه با پشت کوهی پی نبردیم.

ولی متاسفانه مادربزرگ جوجو هم فوت کرده و من هم وظیفه دونستم که بیام این جا وبهش تسلیت بگم.

دیوونه های عزیز امیدوارم هرجا که هستید خوب و خوش و سلامت باشید.




لينك ثابت نوشته شده در شنبه ششم بهمن 1386ساعت 12 توسط ..:: خوش خواب ::..

السلام علیک یا اباعبدالله

باز محرم شدو دلها شکست                از غم زینب دل زهرا شکست

باز محرم شد و لب تشنه شد              از عطش خاک کمرها شکست

آب در این تشنگی از خود گذشت         دجله به خون شد دل صحرا شکست

قاسم ولیلا همه در خون شدند            این چه غمی بود که دنیا شکست

 




لينك ثابت نوشته شده در چهارشنبه نوزدهم دی 1386ساعت 19 توسط ..:: خوش خواب ::..

 

دشت غوغا بود، غوغا بود، غوغا در غدير             موج مى‏زد سيل مردم، مثل دريا در غدير
 
تشنگيها بود و توفان بود و شن بود و غبار            محشرى از هر چه با خود داشت صحرا، در غدير
 
كاروان آرام و بى تشويش لنگر مى‏گرفت             تا بگيرد كاروان سالارشان جا در غدير
 
گردها خوابيد كم كم، كاروان خاموش شد            تا پيمبر خود چه خواهد گفت آيا در غدير!
 
تا افق انبوه مردان صحارى بود و دشت                و سكوتى، تا كند آن مرد لب وا در غدير
 
مرد اما با نگاهى گرم در چشمان شوق              جستجو مى‏كرد محبوبش على را در غدير
 
پس به مردان عرب فرمود:'بعد از من على است  هر كه من مولاى اويم اوست مولا در غدير'
 
گردها خوابيده بود و كاروان خاموش بود               خوانده مى‏شد انتهاى قصه‌ي ما در غدير
 
در شكوه كاروان آن روز با آهنگ زنگ                   بى گمان بارى رقم مى‏خورد فردا در غدير
 
اى فراموشان باطل! سر به پايين افكنيد!            چون پيمبر دست حق را برد بالا در غدير
 
حيف! اما كاروان منزل به منزل مى‏گذشت          كاروان مى‏رفت و حق مى‏ماند تنها در غدير!




لينك ثابت نوشته شده در جمعه هفتم دی 1386ساعت 9 توسط ..:: خوش خواب ::..

سلام

اومدم که از این دو روز با هم بودن تعریف کنم و دل اون هایی رو که نبودن آب کنم.

وای چی بگم که خیلی خوش گذشت.هیچ کدوممون باورمون نمی شد که یه بار دیگه این جوری دور هم جمع بشیم و این همه هم بهمون خوش بگذره. من مطمئنم که هیچ کدوم از دیوونه ها فراموش نمی کنن که این با هم بودنا چقدر خوبه و به دل آدم میشینه.

خلاصه که رفتیم شهر جوجو و(موقتا) خر خون و حسابی بهشون زحمت دادیم و ما رو شرمنده کردن. برای هر دو تاشون و بقیه دیوونه های ۲۰ آرزوی سلامتی و موفقیت می کنم.

البته فراموش نشه که دکی جون حسابی بی معرفت بازی در آورد و نیومد ولی باید بگم که جاش خیلی خالی بود.

امیدوارم این روز های با هم بودن بیشتر و بیشتر تکرار بشه.

دوستتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتون دارم.




لينك ثابت نوشته شده در پنجشنبه بیست و دوم آذر 1386ساعت 17 توسط ..:: خوش خواب ::..

سلام به همگی

سلام مخصوص به نن جون چون دیروز تولدش بود من وقت نکردم بیام و بهش تبریک بگم.

آهای بقیه دیوونه ها شماها دیگه چرا؟

نکنه آلزایمر نن جون به شما هم سرایت کرده؟

این هم کیک از طرف من و بقیه دیوونه ها.

امیدوارم به بزرگی خودت ببخشی.راستی الان چند ساله شدی؟فکر کنم حساب سن و سالت از دست خودت هم در رفته باشه.

باز هم ببخش که دیر شد.

تولدت مبارک




لينك ثابت نوشته شده در دوشنبه بیست و هشتم آبان 1386ساعت 11 توسط ..:: خوش خواب ::..

آه ،دیشب خواب دیدم من عجیب     خواب دیدم یک گروه نانجیب

 

کینه ای بر سینه خود کاشتند         تخم نفرت بر دل خود کاشتند

 

جانمازی باز در محراب بود              قاتل مولا علی در خواب بود

 

ذجه و ذکر توسل بر خدا                ذکر یا رب  یا رب و ذکر دعا

 

عرش لرزیدویاسی سبز مرد    چون علی ضربتی ازملجم نامردخورد




لينك ثابت نوشته شده در پنجشنبه دوازدهم مهر 1386ساعت 12 توسط ..:: خوش خواب ::..

     Its a nice feeling when you know that someone likes you, someone thinks about   you, someone needs you;but it feels much better when you know that "someone  never ever forgets your birthday."HAPPY BIRTHDAY

تمام وجودم را در قلبم ، قلبم را در چشمانم ، چشمانم را در زبانم ، خلاصه می كنم تا بگویم

                                             روز تولدت مبارك باد

Birth.Day........Birth.Day.
Birth.Day.......Birth.Day.
Birth.Day***Birth.Day.
Birth.Day.......Birth.Day.
Birth.Day.......Birth.Day.
Birth.Day.......Birth.Day.

.........Birth.Day.
.....Birth.Day.Birth.Day.
Birth.Day.......Birth.Day.
Birth.Day.......Birth.Day.
Birth.Day***Birth.Day.
Birth.Day.......Birth.Day.
Birth.Day.......Birth.Day.
Birth.Day.......Birth.Day.

Birth.Day..Birth.Day.
Birth.Day........Birth.Day.
Birth.Day..........Birth.Day.
Birth.Day........Birth.Day.
Birth.Day..Birth.Day.
Birth.Day.
Birth.Day.
Birth.Day.
Birth.Day.

Birth.Day..Birth.Day.
Birth.Day........Birth.Day.
Birth.Day..........Birth.Day.
Birth.Day........Birth.Day.
Birth.Day..Birth.Day.
Birth.Day.
Birth.Day.
Birth.Day.
Birth.Day.

Birth.Day......Birth.Day.
.Birth.Day....Birth.Day
..Birth.Day...Birth.Day.
...Birth.Day.Birth.Day.
.........Birth.Day.
.........Birth.Day.
.........Birth.Day.
.........Birth.Day.
.........Birth.Day




لينك ثابت نوشته شده در جمعه شانزدهم شهریور 1386ساعت 8 توسط ..:: خوش خواب ::..

email از طرف خدا...

امروز صبح که از خواب بیدار شدی،نگاهت می کردم؛و امیدوار بودم که با من حرف بزنی،حتی برای چند کلمه،نظرم را بپرسی یا برای اتفاق خوبی که دیروز در زندگی ات افتاد،از من تشکر کنی.اما متوجه شدم که خیلی مشغولی،مشغول انتخاب لباسی که می خواستی بپوشی.

وقتی داشتی این طرف و آن طرف می دویدی تا حاضر شوی فکر می کردم چند دقیقه ای وقت داری که بایستی و به من بگویی:سلام؛ اما تو خیلی مشغول بودی.یک بار مجبور شدی منتظر بشوی و برای مدت یک ربع کاری نداشتی جز آنکه روی یک صندلی بنشینی.

بعد دیدمت که از جا پریدی.خیال کردم می خواهی با من صحبت کنی؛اما به طرف تلفن دویدی و در عوض به دوستت تلفن کردی تا از آخرین شایعات با خبر شوی. تمام روز با صبوری منتظر بودم.با اونهمه کارهای مختلف گمان می کنم که اصلاً وقت نداشتی با من حرف بزنی.

متوجه شدم قبل از نهار هی دور و برت را نگاه می کنی،شاید چون خجالت می کشیدی که با من حرف بزنی،سرت را به سوی من خم نکردی. تو به خانه رفتی و به نظر می رسید که هنوز خیلی کارها برای انجام دادن داری.

بعد از انجام دادن چند کار،تلویزیون را روشن کردی.نمی دانم تلویزیون را دوست داری یا نه؟ در آن چیزهای زیادی نشان می دهند و تو هر روز مدت زیادی از روزت را جلوی آن می گذرانی؛ در حالی که درباره هیچ چیز فکر نمی کنی و فقط از برنامه هایش لذت می بری...

باز هم صبورانه انتظارت را کشیدم و تو در حالی که تلویزیون را نگاه می کردی،شام خوردی؛ و باز هم با من صحبت نکردی. موقع خواب...،فکر می کنم خیلی خسته بودی. بعد از آن که به اعضای خانواده ات شب به خیر گفتی ، به رختخواب رفتی و فوراً به خواب رفتی.اشکالی ندارد.

احتمالاً متوجه نشدی که من همیشه در کنارت و برای کمک به تو آماده ام. من صبورم،بیش از آنچه تو فکرش را می کنی.حتی دلم می خواهد یادت بدهم که تو چطور با دیگران صبور باشی. من آنقدر دوستت دارم که هر روز منتظرت هستم.منتظر یک سر تکان دادن،دعا،فکر،یا گوشه ای از قلبت که متشکر باشد. خیلی سخت است که یک مکالمه یک طرفه داشته باشی.خوب،من باز هم منتظرت هستم؛ سراسر پر از عشق تو...به امید آنکه شاید امروز کمی هم به من وقت بدهی. آیا وقت داری که این را برای کس دیگری هم بفرستی؟ اگر نه، عیبی ندارد، می فهمم و هنوز هم دوستت دارم. روز خوبی داشته باشی...

دوست و دوستدارت:خدا

این مطلب رو یه جا خوندم خیلی خوشم اومد.امیدوترم شما هم خوشتون بیاد.




لينك ثابت نوشته شده در چهارشنبه چهاردهم شهریور 1386ساعت 10 توسط ..:: خوش خواب ::..

گویند خلایق كه تویی یوسف ثانی

                                                     چون نیك بدیدم به از آنی

شیرین تر از آنی به شكر خنده كه گویم

                                                     ای خسرو خوبان كه تو شیرین زمانی

میلاد یوسف زهرا یر همگان مبارکباد




لينك ثابت نوشته شده در سه شنبه ششم شهریور 1386ساعت 21 توسط ..:: خوش خواب ::..

سلام به همه بروبچز

بالاخره جواب کنکور اومد و به به من یکی که دسته گل به آب دادم با این رتبه ای که آوردم.(از آخر اول شدم)

ولی خرخون باز هم مثل همیشه گل کاشت و رتبه اش ۷۰۴ شد. (بابا ایول) که از همین جا باز هم بهش تبریک میگم.

البته ناگفته نمونه که ملیجک هم رتبه خوبی آورد وبه اون هم تبریک میگم امیدوارم بتونند با یک انتخاب خوب یه جای خیلی خوب قبول شن.

فقط اومده بودم این خبر رو بدم . بازم میگم دوستتون دارم.




لينك ثابت نوشته شده در یکشنبه بیست و هشتم مرداد 1386ساعت 23 توسط ..:: خوش خواب ::..

 

جوجوي عزيزم تولت مبارک

اميدوارم هميشه شاد و سرحال باشيو در جمع ما ديوونه ها و ر کنارمون باشي

 

^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^
^^^^##^##^^^^^^^^^^^^^#^^^^^^##^##^^
^^^^##^##^^^^^^^^^^^^##^^^^^^##^##^^
^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^##^^^^^^^^^^^^^
^^#^^^^^^^##^^^##^^^^##^^^###^^^^##^
^##^^^^^^^##^^^^##^^^##^^#^^##^^^##^
^###########^^^^^######^^##########^
^^#########^^^^^^#####^^^^^#######^^
^^^^^^^^^^^^^^^^##^^^^^^^^##^^^^^^^^
^^^^^^^^^^^^^^^##^^^^^^^^##^^^^^^^^^
^^^^^^^^^^^^^^##^^^^^^^^##^^^^^^^^^^
^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^
^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^
^^^^^^^^^^^#^^^^^^^#^^^^^^^^^^^^^^^^
^^^^^^^^^^##^^^^^^##^^^^^^^^^^^^^^^^
^^^^^^^^^^##^^^^^^##^^^^^^^^^^^^^^^^
^^#^^^^^^^##^^^^^^##^^##^^^^^^^^^^^^
^##^^^^^^^##^^^^^^##^^##^^###^^^^^^^
^###########^^##^^#########^##^^^^^^
^^#########^^^##^^^########^##^^^^^^
^^^^^^^^^^^^^##^^^^^^^^^^^###^^^^^^^
^^^^^^^^^^^^##^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^
^^^^^^^^^^^##^^^^^^^##^^^^^^^^^^^^^^

           




لينك ثابت نوشته شده در یکشنبه بیست و یکم مرداد 1386ساعت 9 توسط ..:: خوش خواب ::..

اين روزا ديوونه هاي ۲۰ خيلي بي وفا شدن اصلا انگار نه انگار که ما دوسال از زندگيمون رو با هم بوديم و با همديگه زندگي کرديم اين قدر سرشون شلوغ شده که حتي نميان به وبلاگ هم سر بزنند.

مثلا قرار بود ما تا آخر اينترنت با هم باشيم.ولي حالا....

شوخي کردم به دل نگيريد چون اون وقت رودل ميکنين و عاقبت خوشي نداره.همه اين هايي که گفتم از سر دلتنگي بود.ميدونم که همتون کارآموزي ميريد و وقتي هم که بر ميگرديد اونقدر خسته هستيد که حال وحوصله هيچ کاري رو نداريد.پس يه خسته نباشي خيلي خيلي (با لحن مليجک بخوانيد)گنده به همتون.

راستي گفتم مليجک، مادربزرگ مليجک هم به رحمت خدا رفته( آهاي ديوونه هايي که از حال هم خبر نداريد.)از همين جا به مليجک و خانواده اش تسليت ميگم.

دوستتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتون دارررررررررررررررررررررررررررررررررررم 




لينك ثابت نوشته شده در چهارشنبه سوم مرداد 1386ساعت 12 توسط ..:: خوش خواب ::..

  گر با غم دوريت نسازم چه کنم 

 با ياد تو گر عشق نبازم چه کنم 

 چون در نظرم فقط تویي مايه ناز 

 گر من به تو اي دوست ننازم چه کنم:x

دوري،دوستي هاي کوچک را از بين مي برد.ولي به دوستي هاي بزرگ عظمت مي بخشد.مثل باد که يک کبريت را خاموش مي کند،ولي يک شعله را شعله ور تر مي سازد...




لينك ثابت نوشته شده در شنبه سی ام تیر 1386ساعت 9 توسط ..:: خوش خواب ::..

بهترین دوست اون دوستیه  كه بتونی  باهاش روی یك سكو  ساكت بشینی و چیزی  نگی  و وقتی ازش   دور میشی  حس كنی  بهترین گفتگوی عمرت رو داشتی.

ما  واقعا تا چیزی  رو از دست  ندیم  قدرش  رو نمی دونیم ولی در عین حال  تا وقتی  كه چیزی  رو دوباره  به دست نیاریم  نمی دونیم چی رو از دست دادیم.

 اینكه تمام  عشقت رو به كسی  بدی  تضمینی بر این نیست كه او هم  همین  كار رو بكنه پس  انتظار  عشق  متقابل نداشته باش ، فقط  منتظر باش تا اینكه عشق  آروم  تو  قلبش  رشد كنه و اگه  این طور  نشد        خوشحال باش كه توی دل  تو رشد كرده ...

در عرض یك دقیقه  میشه یك نفر رو خرد كرد در یك ساعت میشه یكی رو دوست داشت و در یك  روز میشه  عاشق شد ، ولی یك عمر طول میكشه تا كسی  رو  فراموش  كرد




لينك ثابت نوشته شده در چهارشنبه بیستم تیر 1386ساعت 9 توسط ..:: خوش خواب ::..

كودكی كه آماده تولد بود نزد خدا رفت و از او پرسید:

می گویند كه فردا مرا به زمین می فرستی
اما من به این كوچكی و ناتوانی
چگونه می توانم برای زندگی به آنجا بروم؟؟

خداوند پاسخ داد:
از میان فرشتگان بیشمارم
یكی را برای تو در نظر گرفته ام.
او در انتظار توست و حامی و
مراقب تو خواهد بود.

كودك همچنان مردد و ادامه داد
اما اینجا در بهشت من جز خندیدن
و آواز و شادی كاری ندارم.

خداوند لبخند زد :
فرشته ی تو برایتآواز خواهد خواند و
هر روز به تو لبخند خواهد زد تو عشق او
را احساس خواهی كرد و شاد خواهی بود.

كودك ادامه داد :
من چطور می توانم بفهمم
كه مردم چه می گویند در حالی
كه زبان آنها را نمی دانم.

خداوند او را نوازش كرد و گفت:
فرشته ی تو زیباترین وشیرین ترین
واژه هایی را كه ممكن است بشنوی در
گوش تو زمزمه خواهد كرد و با
دقت و صبوری به تو یاد خواهد
داد كه چگونه صحبت كنی.


كودك با ناراحتی گفت:
اما اگر بخواهم با تو صحبت كنم چه كنم؟؟

و خدا برای این سئوال هم پاسخی داشت؟
"فرشته ات دستهای تو را در كنار هم
قرار خواهد داد و به تو می آموزد كه چگونه دعا كنی."



كودك سرش را برگرداند و پرسید:
شنیده ام كه در زمین انسانهای بد
هم زندگی می كنند. چه كسی
از من محافظت خواهد كرد؟؟

خدا گفت :
فرشته ات از تو محافظت
خواهد كرد حتی اگر به
قیمت جانش تمام شود.


كودك با نگرانی ادامه داد :
اما من همیشه به این دلیل
كه نمی توانم تو را ببینم
غمگین خواهم بود.


خداوند لبخند زد و گفت :
فرشته ات همیشه درباره من
با تو صحبت خواهد كرد
اگرچه من همیشه در كنار تو هستم.


در آن هنگام بهشت آرام بود
- اما صداهایی از زمین به گوش می رسید.

كودك می دانست كه بزودی
باید سفر خود را آغاز كند
.پس سوال آخر را به آرامی از خداوند پرسید :

خدایا اگر باید هم اكنون به دنیا بروم
لا اقل نام فرشته ام را به من بگو.



خداوند او رانوازش كرد و پاسخ داد :
نام فرشته ات اهمیتی ندارد

ولی می توانی او را "مادر" صدا كنی.

روز مادر بر همه مادران مبارک باد




لينك ثابت نوشته شده در پنجشنبه چهاردهم تیر 1386ساعت 12 توسط ..:: خوش خواب ::..

بچه ها خیلی دلم گرفتهههههههههههههههههههه

دلم واسه همتون تنگ شده ، دلم واسه خرخون و قرقراش واسه دکی و دکتریاش واسه وروجک و شیطونیاش واسه ملیجک و به قول خودش پر حرفیاش واسه پشت کوهی و خوانندگی هاش واسه شنل قرمزی و شعر خوندناش واسه نن جون ومادربزرگ بازیاش واسه جوجو و مظلومیتاش واسه کلبیجان و ...

راستی بچه ها کلبیجان واسه کارآموزیش به مشکل برخورده براش دعا کنید.

واسه همه چیز و همه کس دلم تنگه.

دوستتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتون داررررررررررررررررررررررررررررررررم




لينك ثابت نوشته شده در سه شنبه دوازدهم تیر 1386ساعت 19 توسط ..:: خوش خواب ::..

امروز دیگه همه چی تموم شد باهم بودنا ، درس خوندنا، نخوابیدنا.

دیگه راحت شدم دیگه میتونم با خیال راحت برم و بخوابم.

دیگه این خرخون نیست که حرف بزنه و نذاره بخوابم. خدایا بازم شکرت که از دستش راحت شدم.(جدی نگیر)

ولی با همه این احوالت

از خدا میخوام که مواظب دیوونه های ۲۰ باشه و کمکشون کنه که به هرچی دوست دارن برسندو همیشه موفق باشندو مارو هم فراموش نکنند.(آمین)




لينك ثابت نوشته شده در شنبه نهم تیر 1386ساعت 12 توسط ..:: خوش خواب ::..

خدایا!!

به ما عقل و درایت عطا کن که آنچه را که نمی توان تغییر داد بپذیریم و

شجاعت عنایت کن که هر آنچه می شود تغییر داد را تغییر دهیم و

حکمتی که این دو را از هم بازشناسیم.




لينك ثابت نوشته شده در یکشنبه سوم تیر 1386ساعت 10 توسط ..:: خوش خواب ::..

سلام

این روزها دیگه دیوونه ها وقت ندارن بیان اینجا و مطلب بذارن چون فصل امتحانات وپروژه های وی هم تلنبار شده است.

امیدوارم که همه دیوونه ها توی درساشون موفق باشن تا اگه یه زمانی هم وقت کردن بیان و این وبلاگ روبه روزش کنن.(آمین)




لينك ثابت نوشته شده در چهارشنبه شانزدهم خرداد 1386ساعت 15 توسط ..:: خوش خواب ::..

آههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههه

آخرین روز با باکلاس ترین استاد (خرخون)

چه حیف که تموم شد کاش این خاطره های قشنگ همیشه موندگار می موندن (ملیجک)

همه رفتن کسی با ما نمونده

                     چنین بی کس شدن در باورم نیست .(وروجک)

یادش بخیر همتونو به خدا می سپارم.دیگه دیوونه ها نیستن که ویزیتشون کنم.آههههه(دکی جون)

تمام شد ولی امیدوارم این تمامی شروعی دوباره و تازه برای همه دیونه هامون باشه (جو جو)

کعبه امید را ویران مکن،نیست در دنیا ز هجران سخت تر،هر چه خواهی کن ولیکن آن مکن(شنل قرمزی)

سلام به همگی نمی دونم چرا این بچه ها این قدر ناراحتن به خدا تا ۳ ماه دیگه من همتونو فراموش می کنم ولی می دونم که دل شما برای من تنگ می شه(عمراً از طرف بقیه دیوونه ها) پس خودتون رو اذیت  نکنین ( آ ه اشک در چشمان استاد جمع شده و می خواد گریه کنه) . خوب دیگه زیاد دروغ گفتم بهتره حرف دلمو بگم فکر نکنم تا ۳ماه سهل تا ۳قرن هم فراموش کنم. نمی دونم چطور از بچه ها دل بکنم و خودم برم سر زندگیم تو شهر مورد علاقه ام . بچه ها خیلی اذیتتون کردم می خواین ببخشین می خواین نبخشین، ولی برام مهمه . در ضمن بچه ها اگه خواستین آدرسم رو تو آرشیو نوشتم اگه دلتون برام تنگ شد بیاین می تونم ازتون پذیرایی کنم. (بچه ها نمی ذارن بنویسم) پشت کوهی فداتون

امضا مدیر دیوونه ها

منم که قبلا حرفام رو زدم . ولی خب بازم میگم که تا حالا تو این همه عمری که از خدا گرفتم یه همچین جدایی عمیقو روحنواز و روح پرور و روح ... همش روح شد. هنوز مونده تا روح بشیم. گرچه از وقت روح شدن من گذشته. ولی خب دیگه  . ما اینیم. چند قرن بعد می بینمتون. ( قربون یو : نن جون)

و

این آخرین با هم بودنمون سر یک کلاسه.حالا بعد دو سال با هم بودن داریم از هم جدا میشیم.که امیدوارم این جدایی یک جدایی کامل نباشه و باز هم به واسطه همین وبلاگ یا ... با هم در ارتباط باشیم و همدیگه رو فراموش نکنیم.

با تشکر از همه دیوونه ها

 




لينك ثابت نوشته شده در چهارشنبه نهم خرداد 1386ساعت 20 توسط ..:: خوش خواب ::..

سلام به همگی

امروز اومدم تا درددل کنم،این روزها دیگه دیوونه ها هم بی وفا شدن. حالا که آخر با هم بودنمونه همشون جا زدن، مثلا میخواستیم یه روز رو با هم باشیم و خوش بگذرونیم ولی ...

خلاصه که دلم از دستشون خیلی پره(با ضمه).دو تا شون که از همه بدتر(ملیجک و وروجک).

البته خرخون و پشت کوهی و دکی جون هم جزء همون بدترها هستند.

شمابگین چیکار کنم باهاشون؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟




لينك ثابت نوشته شده در سه شنبه هشتم خرداد 1386ساعت 10 توسط ..:: خوش خواب ::..


Don't
walk in front of me

I may not follow
Don't walk behind me,
I may not lead
Walk beside me and
be my friend
 Albert Camus


جلوي من قدم بر ندار،

شايد نتونم دنبالت بيام.

پشت سرم راه نرو،

شايد نتونم رهرو خوبي باشم.

کنارم راه بيا و دوستم باش.

تقدیم به همه دیوونه ها




لينك ثابت نوشته شده در یکشنبه سی ام اردیبهشت 1386ساعت 14 توسط ..:: خوش خواب ::..

دوست دارم شماها سیب باشید و من چاقو پوستتونو بکنم می دونید چرا؟؟؟

 چون چاقو بخواد پوست سیب رو بکنه باید همش دورش بگرده!!!! 

دوستتون دارمممممممممممممممممممممم.

 




لينك ثابت نوشته شده در سه شنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1386ساعت 18 توسط ..:: خوش خواب ::..

دکی جون

خیالت راحت من اگه خوشخوابم میدونم کجا و چطوری بخوابم.من اگه یه سنگ هم گیر بیارم روش میخوابم.

ولی بازم مرسی از توصیه ات . خیلی بهم کمک کرد.




لينك ثابت نوشته شده در سه شنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1386ساعت 17 توسط ..:: خوش خواب ::..

آی ی ی ی ی ی ی ی ی ی وروجک

چی می گی با این پرسپولیست.

ما طرفدار های استقلال از شما پرسپولیسی ها بیشتریم.

و اونقدر مرام داریم که چیزی نگیم.

۲ به ۴

 




لينك ثابت نوشته شده در سه شنبه هجدهم اردیبهشت 1386ساعت 18 توسط ..:: خوش خواب ::..

خرخون جونم و شت کوهی جونم مرسی از یام های تبریکتون


من از عشق آماده ترم
به دوست داشتنت
و طراوتي چون تو
در گلدان ِ بي تابي هاي من ناديدني نخواهد بود




لينك ثابت نوشته شده در شنبه پانزدهم اردیبهشت 1386ساعت 21 توسط ..:: خوش خواب ::..

سلام وروجک جونم تولدت مبارککککککککککککککککککککککککککککککککک

ان شا الله هر چی زودتر بزرگ شی تا بتونی بیای وبلاگ و پیام تبریک من رو ببینی.

به قول یکی از بچه های باحالمون که جاش هم تو وبلاگ خالیه:

ان شا الله تا آخر عمرت زنده باشی




لينك ثابت نوشته شده در شنبه پانزدهم اردیبهشت 1386ساعت 1 توسط ..:: خوش خواب ::..

Happy birth day my Dear friend

ملیجک جونم ان شاء الله صد ساله شی.




لينك ثابت نوشته شده در چهارشنبه پنجم اردیبهشت 1386ساعت 14 توسط ..:: خوش خواب ::..