تبليغاتX
دیوونه های 20
سلام نن جون بببخشید که دیر بهت تبریک میگم دیگه وقتشه منم یه چکاپ کامل بشم چون فکر کنم اثراتی از آلزایمر تو خودم می بینم ولی واقعن شرمنده امیدوارم از سر تقصیراته من بگذری اما تو که منو درک می کنی آخه سالهاست داری با این بیماری دست وپنجه نرم می کنی و به حول قوه ی الهی خوب از پسش بر اومدی واسه منم دعا کن مثل تو قوی باشم . بازم شرمنده وتبریک میگم تولد..... سالگیتو

همیشه و هر جا پیروز و موفق باشی

 




لينك ثابت نوشته شده در دوشنبه بیست و هشتم آبان 1386ساعت 13 توسط ..:: ملیجک ::..

سلام به همگی

سلام مخصوص به نن جون چون دیروز تولدش بود من وقت نکردم بیام و بهش تبریک بگم.

آهای بقیه دیوونه ها شماها دیگه چرا؟

نکنه آلزایمر نن جون به شما هم سرایت کرده؟

این هم کیک از طرف من و بقیه دیوونه ها.

امیدوارم به بزرگی خودت ببخشی.راستی الان چند ساله شدی؟فکر کنم حساب سن و سالت از دست خودت هم در رفته باشه.

باز هم ببخش که دیر شد.

تولدت مبارک




لينك ثابت نوشته شده در دوشنبه بیست و هشتم آبان 1386ساعت 11 توسط ..:: خوش خواب ::..

چطورین بروبچ ؟ شماها چرا فکر می کنین که دل ما برای هم تنگ می شه . آخه بابا تواین دوره زمونه کی به این حرفا بها می ده ؟

دیوونه ها هم که حسابی زده به سرشون یکی شاعر شده اون یکی اون توهم فانتزی سیر می کنه بعضی ها شون هم اصلا پیدا شون نیست آدم ببینه اونا چطوره دیوونگی زده به سرشون (من جمله دکی جون )

دیوونه ها می دونین چرا اینجوری نوشتم آخه پیشتون نیستم که باهاتون دعوا کنم پس حداقل بزارین اینجوری یادی از دعواهای ساختگی گذشته بکنم . دلم تنگ شده برای دعواهای ساختگی ملیجک و شنل قرمزی یا خرخون و کل بی جان - جرو بحث های دکی و نن جون - همدستی خودم بامدیر مون پشت کوهی عزیز برای اذیت کردن بچه ها بخصوص در مسائل ادبی و شاعرانه برای خوش خوابی های خوش خواب جونم یا سکوت مطلق جوجو و...............................

همه دیوونه ها بخونن

یه حرفه جدی : راستی بروبچ یه قراری بذارین و هماهنگ کنیم بریم تبریز و مدرک مون را بگیریم تا دست مسئولین عزیز پاره پاره نشده

بای تا بعد




لينك ثابت نوشته شده در دوشنبه بیست و هشتم آبان 1386ساعت 1 توسط ..:: وروجک ::..

لب دريا، سحر گاهان و باران،

هوا، رنگ غم چشم انتظاران،

نمي پيچد صداي گرم خورشيد،

نمي تابد چراغ چشم ياران !

سلام دیوونه ها یه شعره از فریدون مشیری اسمش وصف حال ما دیوونه ها رو می کنه . این روزا همه مشغولن و سرشون حسابی شلوغه .اما همه چشم به راهیم چشم به راهه اون لحظه ای که همدیگرو ببینیم امیدوارم هرچه زودتر بیادو ما رو از چشم انتظاری در بیاره موفق باشید و شاد و سر زنده .




لينك ثابت نوشته شده در پنجشنبه بیست و چهارم آبان 1386ساعت 11 توسط ..:: ملیجک ::..

سلام دیوونه های عزیز

خوبین ؟ دلم براتون تنگ شده .

دیروز من و جوجو همدیگرو دیدیم . خیلی خوش گذشت. جاتون خالی بود.

معلومه که همتون رفتین تو کتابا که از تون خبری نیست. موفق باشین.

همیشه شاد و خندان باشین.

خیلی خیلی دوستتون دارم.




لينك ثابت نوشته شده در یکشنبه سیزدهم آبان 1386ساعت 13 توسط ..:: خر خون ::..

دوست داشتن هميشه گـــفتن نيست گاه سكوت است و گاه نگــــــاه ...

وگاه حرف هايي كه ازسر دوستي توي يه وبلاگ ثبت مي شه تا بگيم كه همديگرو دوست داريم ، بگيم كه ياد روزايي كه باهم بوديم برامون خيلي عزيزه و بگيم كه اين حرف ها ثبت مي شه تا يادمون نره لحظه هاي قشنگه باهم بودن رو . اين همه مقدمه چيني براي اينه كه بگم همتونو دوست دارم و دلم براتون خيلي تنگ شده ...............................




لينك ثابت نوشته شده در جمعه یازدهم آبان 1386ساعت 10 توسط ..:: ملیجک ::..

سلام بچه ها. خوبین؟ چه خبر؟ دلم واسه همتون یه ذره شده. خیلی خیلی خیلی دلم واستون کوچولو شده. خوبه شما همتون دارین می خونین. من که همین جوری علاف دارم می گردم. کارم که پیدا نمشه. ولی بازم می گردم.

راستی دکی جون اصلا ازت خبری نیست؟ معلومه کجایی؟ خرخونم که مشغوله. خوش به حالش. وروجک از تو هم کم خبریم! بدجوری رفتی تو کتابا. جوجو هم که بهش خوش می گذره! ملیجک تو کجایی؟ خوش خواب تو که خوب مطلب می ذاشتی تو هم دیگه رفتی؟ باز به شنل قرمزی و پشت کوهی که گهگاه یه مطلبی میذارن. گرچه از خودمم خبری نبود.

فکر کنم هممون اینقدر بی حوصله باشیم که دیگه حوصله گذاشتن مطلب هم برامون نمونده باشه. ولی فقط همین برامون مونده.

روزی که این وبلاگ و زدیم می خواستیم همیشه از این طریق با هم باشیم. باهم حرف بزنیم . با هم شاد باشیم. به یاد هم باشیم.

الان که دارم اینا رو می نویسم بغض گلوم و گرفته . نمی دونین چقدر دلم تنگ شده واسه اینکه یه بار دیگه تو خوابگاه با هم باشیم. بهم بگین مامان بزرگ. بگین ننجون. بازم همتون نصیحتم کنین که از سنم گذشته. بازم آب قند بخورم و بعد بخوابم. بازم، بازم، بازم...

بچه ها دلم وایه تک تک لحظه ها و با هم بودنا یه ذره شده. دلم واسه گریه ها و خنده ها و شبهای امتحان لک زده.

بسه دیگه. دارم دلتنگیهام رو خالی میکنم. بچه ها خیلی دوستون دارم. خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی.

مواظب خودتون باشین. خوش باشین.




لينك ثابت نوشته شده در دوشنبه هفتم آبان 1386ساعت 19 توسط ..:: نن جون ::..

سلام دیوونه ها خوبین؟ کجایین ؟ خوش می گذره؟ ستاره سهیل شدین؟

یکی نیست به خودم بگه که خیلی وقته ازتون بی خبرم . می دونم نامردی کردم و تو این مدت به وبلاگ سر نزدم  ببخشید اصلن نمی تونستم بیام یعنی حالم بد بود تو این مدت آدم شده بودم آخه کارورزی رو یه جایی می رم که همشون آدم حسابین. منم باید یه ذره آدم می شدم تا بتونم اونجا کار کنم .

دلم براتون خیلی تنگ شدهههههههههههههه.

امضا مدیر دیوونه ها




لينك ثابت نوشته شده در یکشنبه ششم آبان 1386ساعت 11 توسط ..:: پشت کوهی ::..

سلام بروبچ دیوونه و بیننده های عزیز

روزگار باب میل شماها هست یانه ؟ بابا هست چرا که نه اگر هم نیست برو تو دنیای دیوونگی تا همه چی  وفق شمابشه .

بای تابعد




لينك ثابت نوشته شده در جمعه چهارم آبان 1386ساعت 21 توسط ..:: وروجک ::..

حقیقت آدم ها در آن چیزی نیست که به تو نشان می دهند بلکه درآن چیزی است که از تو پنهان

می دارند.بنابراین اگر می خواهی آن ها را بشناسی به آنچه می گویند گوش نده به چیزی گوش بده که

آن ها بر زبان نمی آورند.

 

 




لينك ثابت نوشته شده در پنجشنبه سوم آبان 1386ساعت 22 توسط ..:: شنل قرمزی ::..