تبليغاتX
دیوونه های 20

سلام بچه ها دیگه نمیتونم ساکت بشینم

نمیدونم چقدر از اخبار این روزا اطلاع دارید

ولی بچه ها اینجا دیگه آخرشه. نمیدونم توی شهر شماها چه خبره. یا اصلا دنبال این اتفاقات هستید یا نه.

ولی دیگه کم کم آدم خفه میشه. وقتی به تو نگاه میکنن انگار دارن به یه تیکه گوشت نگاه میکنن که هر آن حاضرن تیکه تیکه اش کنن.

خیلی کثیفن. خیلی زذلن. اصلا نمیدونم اسمشون رو چی میشه گذاشت. بچه ها فقط دعا کنید

 پیروزی با ماست.

http://galeri-2ghatreh.blogfa.com/




لينك ثابت نوشته شده در پنجشنبه بیست و هشتم خرداد 1388ساعت 23 توسط ..:: نن جون ::..

من:آه، سلام عزیزم نمی دانی چقدر دلم برایت تنگ شده اگر اشتباه نکنم دو دقیقه می شود که با هم قهریم .آه چه می شد این دو دقیقه ،دو قرن می شد. آه دیگر نمی توانم بنویسم اشک در چشمان تو جمع شده.

خداحافظ BYE

ملیجک: جمع کن این سوسول بازی هارو اه....

من: آه خیلی بی احساسی کاش دو قرن طول بکشد عزیزم آه دیگر نمی توانی دوری مرا تحمل کنی باشد قبول می کنم میام خیابان بهار عزیزم برو خوش باش که من قبول کردم


ملیجک: تو بی خود قبول کردی خیابان بهار هم نیا راستی اون اشک که گفتی تو چشای عمه ات جمع شده، شناسنامه یادت نره برو به....

من:آه باشه می رم خیابان سرخرگ قلبم تا در خون غوطه ور شوم و بعد بیام بیرون تو هم هی منت کشی کنی راستی شمارمو خواسته بودی .......091 فقط مزاحم نشی تا ساعت 7:20 کلاس دارم بعد اون زنگ بزن ID هم نمی دم اصرا و خواهش نکن من ID نمی دم.BYE خداحافظی یادت نره عزیزم آه

ملیجک: از من میشنوی خیابان سرخرگ نرم چون بعدش خیلی چندش می شی تازه لباس نداری بری حموم شمارت رو هم نگه دار برای خودت ID رو برات می نویسم اگر خواستی منت بکشی برام میل بذار ............عزیزم...

من: آه، می خوای من بهت میل بزنم ID منو برداری ولی من میل نمی زنم محض اطلاع بهت می دم www.yahoo.com خواستی بزن عزیزم

ملیجک: تو خیلی با کلاس بودی و من خبر نداشتم از ایدیت فهمیدم خواهش می کنم مرا ببخش عزیزم فدات شوم لبانت چه رنگیه؟

من: فکر کردی من به این زودی رنگ لبامو می گم ولی می گم صورتی مایل به سبز است چشمام هم توسی هست. رنگ مانتو چه رنگیه؟

ملیجک: رنگ مانتوم بنفش مایل به رنگ گوه ، لبامم آبی آسمانی مایل به نارنجی ، رنگ چشمامم سبز مایل سفید .راستی خیلی نازی!!!!!

من:تو هم نازی. عزیزم کلاس تموم شد.



امضا مدیر دیوونه ها




لينك ثابت نوشته شده در شنبه نهم خرداد 1388ساعت 10 توسط ..:: پشت کوهی ::..

سلام دیوونه ها

خوبین؟

چه خبرا؟

ای بابا از بس این ‌‌بلاگفا بالا نمیاد اعصابم خورد شد.

فکر نکنین ما اینترنتمون تموم شده . اتفاقا صبح تا شب تو اینترنتم ولی از دست این بلاگفا

چه خبرا؟

خوب همه رفتین دنبال کار و زندگی تون. بالاخره همتون مهندس شدین دیگه

یه سر هم به وبلاگ بزنین بد نمیشه . بازم باید صدامو بالا ببرم. مثل اون موقع ها که نمیذاشتین بخوابم و عصبانی میشدم.

دلم خیلی خیلی براتون تنگ شده.

حتما برام دعا کنین

 

 

 




لينك ثابت نوشته شده در چهارشنبه سی ام اردیبهشت 1388ساعت 12 توسط ..:: خر خون ::..

~ FRIENDS ~

As we walk our path of life,
We meet people everyday.
Most are simply met by chance.
But, some are sent our way.
 
These become special friends
Whose bond we can't explain;

The ones who understand us
And share our joy and pain.

Their love contains no boundaries.
So, even we are apart.
Their presence enhances us
With a warmth felt in the heart.

This love becomes a passageway,
When even the miles disappear.
And so, these friends, God sends our way,
Remain forever near.



لينك ثابت نوشته شده در چهارشنبه شانزدهم اردیبهشت 1388ساعت 21 توسط ..:: ملیجک ::..

سلام به همه دیوونه ها

چشم همه روشن که من پشت کوهی مدیر دیوونه ها دوباره به این دیوونه خونه به ظاهر سوت وکور اومدم و همه جا رو روشن و منور کردم بزن دستووووووووووووووو الان همتون این طوری شدین   که چی پشت کوهی بعد چند ماه و اندی به دیوونه خونه سر زد........

خوب اول از همه از حالم بگم که تو این مدت هم دیوونه بودم فکر نکین که این طوری بودم  می دونین که پشت کوه بودن این مشکلات رو هم داره. اصلن من چرا فقط خودمو میگم؟ها؟پس شماها کدوم دیوونه خونه بودین؟     فقط دعا کنین دستم بهتون نرسه وگرنه میدونم چیکارتون کنم....     

بازم به معرفت اونایی که میگفتن ما اصلن دلتنگ نمیشی من نمی دونم این ملیجک کجاست که اصلن حالی از جلالش نمیگیره     باشه ملیجک یه وقت فکر نمیکنه دل من از پلاستیکه زود آب میشه    اه حالم بهم خورد  

بیشتر از این خرابکاری نکردم برم خیلی دوستون دارم حال بقیه رو هم بعدن میگیرم فعلن اینو بگیرین        

امضا مدیر دیوونه ها  




لينك ثابت نوشته شده در پنجشنبه بیستم فروردین 1388ساعت 11 توسط ..:: پشت کوهی ::..

دکی جون تولدت خیلی خیلی خیلی مبارک

دکی عزیز می بینی اون موقعه ها تولدا صفایی داشت انقدر تبریکا زیاد بود که آدم وقت کم می اورد بخونتشون . تولدت رو از طرفه هممون زیاد زیاد زیاد تیریک میگم ایشالله تولد ۱۲۰ سالگیت .

البته اگه بیای و بخونی (ایشالله که میای )

 




لينك ثابت نوشته شده در یکشنبه بیست و هفتم بهمن 1387ساعت 17 توسط ..:: ملیجک ::..

سلام خوبین؟

چه خبرا؟ خوش میگذره؟

من امروز امتحاناتم تموم شد  .خلاص شدم . البته همه اش رو گل کاشتم

دعا کنین قبول شم.

دلم براتون تنگ شده.

دوستتون دارم




لينك ثابت نوشته شده در یکشنبه ششم بهمن 1387ساعت 11 توسط ..:: خر خون ::..

سلام بر همه خوبید؟ چه خبرا ؟

نیستین هیچ کی سر نمی زنه همه مشغولین خدارو شکر ولی یه یادی هم از باهم بودنمون بکنیم  خودمم می گم . بچه ها یه حویی هوای خوابگاه زد به سرم یادی از دوران کردم واقعا روزهای به یادموندنی بود  یادش بخیررررررررررررررر.

دلم واسه همتون تنگ شده خیلی دوستون دارم

 امیدوارم همیشه سر حال و سالم و شاداب باشید




لينك ثابت نوشته شده در چهارشنبه دوم بهمن 1387ساعت 21 توسط ..:: جوجو ::..

سلامممممم

چطوريد؟؟؟؟

ميبينم كه بالاخره اين وب ما هم آپ شد!! نميدونيد چقدر ذوق كردم وقتي ديدم اين طلسم شكسته و بعد از گذشت تقريبا دو ماه يكي اومد و يه مطلبي گذاشت . اين جوجو ما هم مطلب نميذاره وقتي هم ميذاره چه به موقع ميذاره.خلاصه كه كلي كيفور شدم.

دلم براي همتون تنگ كه چه عرض كنم.اندازه يه سر سوزن شايد هم تنگ تر شده و خيلي دلم ميخواد كه ببينمتون. شايد باورتون نشه ولي اينقدر درگير شديم كه حتي من و مليجك و نن جون كه تقريبا توي يه شهر هستيم نميتونيم همديگه رو ببنيم. ولي لااقل بيايم اينجا مطلب بذاريم كه از حال هم باخبر بشيم.

بازم مثل هميشه ميگم كه خيلي دوستتتتتتتون داررررررررررررم.




لينك ثابت نوشته شده در سه شنبه یکم بهمن 1387ساعت 0 توسط ..:: خوش خواب ::..

سلام به همه بچه ها. آخ ملیجک، گفتی و ...

من خودم هم بی معرفتی کردم ولی دیگه دلم داشت می ترکید. بچه ها دلم برای همتون یه ذره شده.

راست میگه ملیجک. ما مثلا قول داده بودیم که تا آخر اینترنت با هم باشیم. چند روز پیش داشتم فکر میکردم الان که این قدر از هم بی خبریم چطوری می خوایم سال 90 سر قولمون وایستیم؟؟!!

بچه ها، از همتون دورادور خبر دارم.ولی نزدیک ؟؟!!!

سر همتون شلوغه. بزارید من آمار بچه ها رو بدم تا بقیه هم که خبر ندارن خبر دار بشن!

این جانب ... معروف به نن جون فعلا در سر کار به سر میبرم و سر کاری می باشم! خوش خواب هم مثل من و در وضعیتی مشابه به سر می برد. ملیجک و شنل قرمزی و وروجک و دکی جون هم که درون کتاب قرار دارند. خر خون هم که دیگر مهندسی شده است و ... کلبیجان هم بد نیست. پشت کوهی هم که انگار واقعا پشت کوه اینترنت تمام کرده است! و اما جو جو... فکر کنم الان وضعیتش از هممون بهتره! می دونین که چرا!!!

بچه ها من که دلم واسه همتون لک زده. تو رو خدا هوای خودتون رو داشته باشید. مواظب خودتون باشین.

حالا بیاین به رهبری ملیجک سرود مهدکودک آلاله رو با هم بخونیم........................... 




لينك ثابت نوشته شده در یکشنبه بیست و نهم دی 1387ساعت 20 توسط ..:: نن جون ::..

گفته  بوديم تا آخر اينترنت باهم باشيم  نه ببخشيد قول داده بوديم اما هيچ كدوم پاي حرفمون نمونديم. اما  بياييد نزاريم كه دوستيمون كمرنگ شه و  بترسيم از روزي كه محو بشه . من دوست ندارم ميدونم شما هم نمي خوايد كه اين طور شه .هر چند مي دونم همتون سرتون خيلي شلوغه اما يادمون نره قولمون .



لينك ثابت نوشته شده در یکشنبه بیست و نهم دی 1387ساعت 15 توسط ..:: ملیجک ::..




لينك ثابت نوشته شده در چهارشنبه چهارم دی 1387ساعت 23 توسط ..:: جوجو ::..

سلام دیوونه ها

خوبین؟

ازتون خبری نیست. خیلی بی معرفت شدین. واقعا که

بگذریم اومدم تولد نن جون رو بهش تبریک بگم.امیدوارم ۱۰۰ سال عمر کردی ۱۰۰ سال دیگه هم عمر کنی.

دوستت دارم . امیدوارم به همه ی آرزوهای قشنگت برسی.

 




لينك ثابت نوشته شده در دوشنبه بیست و هفتم آبان 1387ساعت 9 توسط ..:: خر خون ::..

سلام دیوونه ها. خوبین؟

مگه قرار نبود دوباره دور هم جمع شیم . پس چی شد؟

حالا هر کی میتونه بیاد بگه کی. نامردی نکنین دیگه. بیاین

خیلی خیلی دوستتون دارم

من منتظر جوابتونم

 




لينك ثابت نوشته شده در دوشنبه بیست و نهم مهر 1387ساعت 11 توسط ..:: خر خون ::..

لام . سلام به همه دیوونه های 20. راست میگه، راست میگه!!!!!!!!!

بچه ها ، چند دقیقه پیش داشتم فیلم هامون رو نگاه میکردم . خیلی وقت بود که جرات نگاه کردنشون رو نداشتم! ولی بازم نتونستم نبینم. فیلم جشن شب آخرمون، فیلم تولد کلبیجان، فیلم برف بازیمون، کوه رفتنمون (کهلیک..) ، خلاصه همه دیوونه بازیامون. فیلم شب آخر رو دیدم دیگه نتونستم خودم رو نگه دارم . وقتی داشتیم وداع رو میخوندیم و کیکمون که فوتش کردیم و اون 10 تا دست که با هم و روی هم کیک رو بریدن...

راستی بچه ها، هنوز دستامون توی دست همدیگه هست؟ هنوز دلتون هوای همدیگه رو میکنه؟ من که خیلی خیلی یاد اون روزام. یعنی شدیدا در حسرت اون روزام. یاد غذاهای سلفمون، یاد سی دی که همیشه روشن بود ، یاد همسایه ها، حتی یاد خانم خداداد و ...

بچه ها دلم واسه تک تکتون تنگ شده. تنگ که نه. یه ذره شده. واسه وروجک، کلبیجان، ملیجک، دکی جون، پشت کوهی، خر خون، شنل قرمزی، جوجو و خوش خواب.( به ترتیب تخت گفتم ، دعوا نکنین!!!!!!!!!)

یاد دستپختای خوش خواب و ملیجک، یاد قابلمه کلبیجان، یاد دستورای خر خون، یاد دپرسیای شنل قرمزی، یاد سکوت جوجو، یاد شیطنتای وروجک، یاد توضیحات علمی دکی جون، یاد رزیتای پشت کوهی...

بچه ها دلم داره ضعف میره برای دیدن دوباره اون روزا. یادتونه چقدر گله میکردیم؟ جاروی تهران!! نون خریدن صبحانه، توت و آلبالوی دزدی،...........................

هر چقدر بگم بازم کم گفتم. این مدت برامون کلی خاطره داشت . بچه ها انشاءا... که زودتر همدیگه رو می بینیم. دلم براتون تنگ شدههههههههههههههههههههههههههه

بدجوری دلم هوای اون روزا رو کردهههههههههههههه

دوستتون دارم




لينك ثابت نوشته شده در پنجشنبه بیست و پنجم مهر 1387ساعت 22 توسط ..:: نن جون ::..